.

قسمت پنجم: فرسودگی پنهان در دل همدلی

درمانگران عادت دارند خستگی خود را دیر ببینند؛ گویی «توان شنیدن رنج دیگران» بخشی از هویت حرفه‌ای آن‌هاست و اعتراف به فرسودگی، نوعی شکست شخصی یا حرفه‌ای تلقی می‌شود. فرسودگی، اغلب با فرسایش‌های کوچک و نامرئی آغاز می‌شود.

این فرسودگی همیشه به معنای اشتباه در کار بالینی نیست؛ گاهی پیام آن ساده است: «من درمانگر، دیگر نمی‌توانم نیروی خود را بدون توجه به نیازهای انسانی‌ام خرج کنم.»

شاید یکی از مسئولیت‌های مهم درمانگر، علاوه بر مراقبت از مراجع، مراقبت مسئولانه از خود اوست؛ که بدون توجه و ترمیم، فرسوده می‌شود، هرچند از بیرون همچنان «حرفه‌ای» به نظر برسد.

پرسش بالینی کلیدی: در کار روزمره‌ی خود، چه نشانه‌های ظریفی را می‌توانیم به رسمیت بشناسیم که به ما می‌گویند: «وقت مراقبت از درمانگر فرا رسیده است»؛ و چگونه می‌توانیم بدون افت تعهد نسبت به مراجع، برای این مراقبت جا باز کنیم؟